أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
285
قانون ( فارسى )
داشته است ؛ اما كبد و اطراف كبد توان پذيرش آن را ندارند ، زيرا ناتوان شدهاند . يا مادهء آبكى به اندازهاى زياد است ، كه كبد از تحويل گرفتن اين همه مادهء آبى عاجز است و آن را برمىگرداند . يا بدن به دليل راهبندانها يا هر دليل ديگر جا ندارد . ماده از سوى نيروى دفعكنندهء معده رانده مىشود . و كبد نيز به نوبهء خود آن را هول مىدهد و دفع مىكند و در ميان دو دفعكننده سرگردان مانده است . بقراط فرمايد : « كسى كه كبدش پر از آب شده اگر آن آب بتركد و به شكم بريزد و شكم پرآب شود ، بيمار مىميرد . » جالينوس فرمودهء بقراط را تفسير كرده و مىفرمايد : « منظور بقراط از اين فرموده تاولهاى بسيار است كه در رويهء كبد پديد آيند و تاولها پر از مادهء مايع هستند . هرگاه اين تاولها بتركند و در اندازه زياد باشند ، مايع داخل تاولها به فضاى خالى در شكم مىريزد ، و اكثرا چنين مادهاى كه در تاولها جمع آمده و به شكم رسيده است همينكه به پردهء بسيار نازك چربى ( ثرب ) برسد آن را مىخورد . » جالينوس فرمودهء خود را ادامه مىدهد و مىفرمايد : « شبيه آب جمع شده در شكم هر بيمار استسقايى است ، كه ممكن است بيمار از استسقا نميرد ، بلكه بتوان آب شكمش بيرون داد ، و به زندگى ادامه دهد . ادامهء زندگى شايد طبيعى و بدون علاج صورت پذيرد و شايد همراه معالجات باشد . و دور نيست كه بيمار در حالت بيمارى استسقا بميرد . يعنى هر دو امكان هست . » و من عقيده دارم كه بهندرت يا بهتر بگويم بسيار از واقع دور است كه كسى به اين حالت گرفتار آيد و نميرد ؛ زيرا اين مادهء آبكى كه در تاولها جمع مىشود ، داراى بدترين گوهر است . در فراغ شكم تباه و فاسد مىشود ، و بخار آب بيمار را مىكشد . از طرف ديگر وقتى كه پردهء نازك پوشش كبد از بين رفته و آب كذائى آن را خورده است ، چگونه اميد زنده ماندن بيمار مىرود ؟ سببهاى ويژهء استسقاى طبلى سببهاى ويژه به استسقاى طبلى به ترتيب از اين قرارند : 1 - اكثرا سبب بوجود آمدن استسقاى طبلى ايجاد تباهى در عمليات هضم اولى است . هضم اولى كه فاسد مىشود و به نتيجهء مطلوب نمىرسد - كه بسته به نيروى هضمكننده در معده است - يا مادهء غذائى از آن مواد است كه هضمشدنى نيست يا به سختى هضم مىشود . اگر غذا در معده خوب هضم نشود و حرارتى اندك و ناتوان بر آن تأثير گذارد ، اين غذاى هنوز كاملا هضم نشده به اعضاء مختلف بدن فرستاده مىشود كه بدمزه و ناپخته است و بدن از آن خوشش نمىآيد و به بخار و باد تبديل مىشود . اين بخار و باد ممكن است پيرامون معده و رودهها را بگيرند و آنها را احاطه كنند . و امكان دارد كه در اين بخار و باد شدن و پيرامون معده و روده را گرفتن ، شكم پيچهء هميشگى پديد آيد . 2 - حرارت نامتكامل و كمتوان ، عمل تحليل بردن غذا را كاملا انجام نداده و تحليل ناقص است . كه اين تحليل رفتهء اندك به باد تبديل شده است . در حالتى اين عمل بادزدايى بيشتر رخ مىدهد كه